العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

115

شرح كشف المراد ( فارسى )

مراد اشاعره از كلام نفسى چيست ، تفسيرهاى مختلفى ارائه شده است ، اما به نظر مىرسد مقبول‌ترين تفسير ، بيان فاضل قوشچى در شرح تجريد الاعتقاد است كه مىگويد : مراد از كلام نفسى همان امر ثابت در ضمير متكلم است كه ثابت است و با اختلاف عبارات مختلف نمىشود . بيان ذلك : هر گوينده‌اى كه در مقام سخن گفتن برمىآيد ، مراد و مقصود و ما فى الضميرى دارد كه مىخواهد با اين الفاظ از آن تعبير كند . ما آن امر باطنى را كلام نفسى مىدانيم و اين الفاظ را كلام لفظى مىناميم كه كاشف از آن باطن هستند و استدلال مىكنند به شعر شاعر : انّ الكلام لفى الفؤاد و انّما * جعل اللّسان على الفؤاد دليل جناب علّامه مىفرمايد : مرادتان از كلام نفسى چيست ؟ آيا مرادتان اين است كه خداوند بر ايجاد اين الفاظ و كلمات قدرت دارد ؟ اين‌كه برگشت به قدرت دارد ، آيا مرادتان اين است كه خداوند به معانى و مفاهيم اين الفاظ عالم است كه برمىگردد به علم خدا و اگر مراد ديگرى داريد لطفا براى ما بيان كنيد تا ما تصور روشنى از آن داشته باشيم و بتوانيم تصديق يا تكذيب كنيم ؛ چون تصديق فرع بر تصوّر است . لذا قول اول را انتخاب مىكنيم . برهان بر اثبات كلام قبلا ثابت كرديم كه جميع الممكنات مقدور حق تعالى هستند ( كبراى كلى ) و ايجاد اصوات و حروف در اجسام هم كه مواد را بفهماند امرى ممكن است ( صغراى بحث ) ، پس ايجاد كلام مقدور خداوند است ؛ اما اين‌كه در خارج بالفعل هست يا خير ، قرآن اين معنا را اثبات كرده كه وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً . كلام خدا حادث است يا قديم ؟ دربارهء حدوث و قدم كلام خدا اختلاف است : 1 . اشاعره مىگويند : كلام نفسى قديم است ؛ 2 . حنابله مىگويند : كلام خدا همين حروف بوده و قديم است ؛ 3 . معتزله مىگويند : كلام خدا همين حروف و اصوات بوده و حادث است .